سال 1987 :اولين نسخه استاندارد که واژه نامه شماره 8402 منتشر شد .جالب است که بدانيد در اين واژه نامه تنها مفاهيمي از قبيل محصول ،کيفيت ،مشتري ،سازمان و... تشريح شده است.
اصل استاندارد ISO 9000 که شامل الزامات اجرايي بود در سال 1994 مورد تاييد و تصويب نهايي قرار گرفت و جهت پياده سازي و بکارگيري در اختيار سازمانها قرار داده شد.
حرکت اول:ارتقا استاندارد فوق و ارائه ويرايش هاي جديدتر در سالهاي 2000
حرکت دوم :استاندارد ISO9000 يک استاندارد عمومي است .يعني هر سازماني بدون توجه به محصول و اندازه خود ميتواند از اين استاندارد استفاده کند .حرکت دوم اين بود که اين استاندارد عمومي را براي صنايع خاص (مثلا خودروسازها) تهيه کنند .اين موضوع اولين بار تحت عنوان QS9000 اتفاق افتاد.
استاندارد خودروسازهاي امريکا:QS9000
استاندارد خودروسازهاي آلمان :VDA 6.1
استاندارد خودروسازهاي فرانسه:Sogedoc
حرکت سوم :استاندارد ISO9000 يک استاندارد مديريتي ميباشد .حرکت سوم اين بود که اين استاندارد مديريتي به مباحث به غير از کيفيت نيز توسعه داده شود .ميتوان مثالهاي زير را ارئه کرد:
استاندارد محيط زيست ISO 14000 :96
استاندارد سيستم هاي بهداشت حرفه اي و ارزيابي امنيت :OHSAS 18000
حال به اجزاي استاندارد ISO9000:2000 ميپردازيم
استاندارد ISO9000 :2000 خود شامل موارد زير ميباشد:
ISO 9000 :مباني و واژه نامه استاندارد (جانشين ISO 8402 )
ISO 9001 :الزامات استاندارد (جانشين ISO 9001-9002-9003 ويرايش سال 1394 )
ISO 9004 :راهنماي بهبود عملکرد (اين استاندارد نحوه بکارگيري و استفاده از استاندارد را هم بيان ميکند).
در ادامه به معرفي مستندات سيستم مديريت کيفيت ميپردازيم
مستندات سيستم مديريت کيفيت را ميتوان به 5 دسته اساسي تقسيم نمود که در هرم زير مشخص هستند .خوانندگان توجه داشته باشند که در اين هرم مستندات بالاتر نشاندهنده حجم کمتر و اهميت بيشتر ميباشند .
1-خط مشي و اهداف کيفيت 2-نظام نامه کيفيت 3-روش هاي اجرايي 4-دستورالعمل ها و ساير مدارک 5-سوابق
توجه داشته باشيد که از اين 5 مورد 4 مورد اول نشاندهنده وجود سيستم و مورد آخر نشاندهنده بکارگيري سيستم ميباشد.
در ادامه هر يک از موارد بالا را مختصرا شرح ميدهيم .
1- خط مشي کيفيت
سمت و سوي حرکت سازمان را تعريف و مشخص ميسازد.
اهداف کيفيت:قدم هاي سازمان را در راه تحقق خط مشي کيفيت بيان ميکند.
2-نظامنامه کيفيت
شامل دامنه کاربرد سيستم مديريت کيفيت و همچنين يک شرح کلي از کل روش هاي اجرايي مدون سازمان ميباشد.
3-روش هاي اجرايي
رويه هايي ميباشند که در سازمان و بين واحدهاي مختلف سازمان در جريان ميباشند و شرح کلي تمامي فرايندهاي سازمان را بيان ميکنند.
4- دستورالعملها
مدارکي هستند که مربوط به يک فعاليت خاص ميباشند و نحوه انجام آن فعاليت را بطور کاملا تشريحي بيان ميکنند .(مثلا دستورالعمل تست دوام يا عملکرد محصول)
طبق بند 4-2-3 استاندارد که مربوط به کنترل مدارک سازمان ميباشد بايد اطمينان حاصل شود که مدارک درست، در دست افراد درست در زمان و مکان درست باشد .
بند4-2-4 -سوابق کيفيت
سوابق کيفيت بايد قابل شناسايي، نگهداري، محافظت و بازيابي باشند و زمان نگهداري و نحوه وارهايي آنها مشخص باشد.
در ادامه الزامات اجرايي استاندارد تشريح شده است.
بند5-مسئوليت مديريت
5-1- تعهد مديريت
مديريت ارشد سازمان بايد شواهد عيني از تعهدات خويش را در رابطه با توسعه و اجراي سيستم مديريت کيفيت مطابق آنچه در خط مشي کيفيت سازمان بيان شده ، فراهم نمايد.
بايد متذکر شويم که مهمترين شرط جهت استقرار مناسب و کارامد استاندارد حمايت و تعهد مديريت ارشد سازمان ميباشد .
5-2-مشتري محوري
مديريت ارشد سازمان بايد از نيازمنديهاي مشتري مشخص شده و برآورده ميشود ، اطمينان حاصل نمايد .
5-3- خط مشي کيفيت
مديريت ارشد سازمان بايد خط مشي کيفيت را مناسب با مقاصد سازمان و منطبق بر الزامات استاندارد تعيين و در مقاطع لازم بازنگري نمايد.
5-4-طرح ريزي سيستم مديريت کيفيت
مديريت ارشد بايد اطمينان نمايد که اهداف کيفيت که قابل اندازه گيري هستند ، در کليه سطوح سازمان مشخص شده اند و همچنين سيستم مديريت کيفيت براي برآورده ساختن نيازمنديها و اهداف کيفيت برقرار شده است.
5-5- مسئوليت،اختيارو ارتباطات
5-5-1-مديريت ارشد بايد مطمئن شود که مسئوليت و اختيار کليه افراد در سازمان معين شده و به آنها اعلام شده است.
5-5-2-مديريت ارشد سازمان يکي از مديران خود را براي اطمينان از اينکه سيتم مديريت کيفيت معين شده ، برقرار ميباشد و نگهداري ميگردد معرفي مينمايد.
5-5-3-مديريت ارشد سازمان بايد اطمينان يابد که ارتباطات مناسب در درون سازمان ايجاد شده است .
5-6-بازنگري مديريت
مديريت ارشد سازمان بايد براي اطمينان از اثر بخشي، کفايت و تناسب سيستم مديريت کيفيت در فواصل زماني برنامه ريزي شده، سيستم را مورد بازنگري قرار ميدهد.
بند6-مديريت منابع
6-1-تهيه منابع
سازمان بايد کليه منابع مورد نياز را براي استقرار و نگهداري سيستم مديريت کيفيت فراهم نمايد.
6-2-منابع انساني
کليه کارکناني که فعاليتهاي موثر بر کيفيت دارند ، بايد از نظر تحصيلات، آموزش، مهارت و تجربه داراي شايستگيهاي لازم باشند .
6-3-زير ساخت و6-4-محيط کار
مديريت ارشد سازمان ميبايست ساختمان، فضاي کار، تسهيلات مرتبط، تجهيزات فرايند، خدمات پشتيباني و به طور کل محيط کار مناسب را براي دستيابي به انطباق با نيازمنديهاي محصول تعيين و فراهم نمايد.
بند7-تحقق محصول
7-1- طرح ريزي تحقق محصول
سازمان بايد فرايند هاي مورد نياز تحقق محصول را طرح ريزي و توسعه دهد بطوريکه با الزامات ساير فرايندهاي سيستم مديريت کيفيت سازگار باشد.
7-2-فرايندهاي مرتبط با مشتري
7-2-1-نيازمنديهاي مرتبط با محصول
سازمان بايد الزامات و نيازمنديهاي مرتبط با محصول را شناسايي کند.
7-2-2-بازنگري نيازمنديها
سازمان بايد الزامات بيان شده مشتري را بطور کامل مشخص نمايد و از توانايي سازمان براي برآورده کردن اين نيازمنديها اطمينان حاصل نمايد.
7-2-3-ارتباطات با مشتري
سازمان بايد تمهيدات لازم را براي ايجاد ارتباط با مشتري بينديشد و به کار ببندد.
ارتباطات با مشتري شامل رسيدگي به تقاضاها، قراردادها، سفارشات و همچنين بازخورها و شکايات مشتريان ميباشد.
7-3-طراحي و توسعه
سازمان بايد روشهاي اجرايي مدوني براي کنترل و تصديق طراحي محصول ايجاد نموده و برقرار نگهدارد تا از برآورده شدن نيازمنديهاي معين شده اطمينان يابد.
7-3-1-طرح ريزي براي طراحي و توسعه
سازمان بايد براي هريک از فعاليتهاي مرتبط با طراحي و توسعه ، طرح هاي لازم را تهيه نمايد .اين طرحها بايد يا فعاليتها را تشريح کند و يا به مرجع مربوطه ارجاع دهد .فعاليتهاي مرتبط به طراحي و توسعه بايد به افراد واجد شرايط و مجهز به منابع کافي واگذار شود.طرح ها بايد همگام با مراحل تکميل طراحي به روز شوند.
7-3-2-وجوه اشتراک سازماني و فني
سازمان بايد در طراحي و توسعه محصول از تيم هاي چند تخصصي استفاده کند و اطلاعات لازم را مدون نمايد تا به طور منظم بازنگري شوند.
7-3-3-ورودي طراحي
سازمان بايد نيازمنديهاي ورودي طراحي محصول را که شامل نيازمنديهاي قانوني و مقرراتي ميباشند مشخص و مکتوب نمايد و چگونگي انتخاب آنها از نظر کفايت بررسي شود .نيازمنديهاي ناقص، مبهم يا متضاد بايد با افرادي که مسئول اعمال اين نيازمنديها هستند حل و فصل شوند .به نتايج حاصل از هرگونه فعاليت بازنگري قرارداد در ورودي طراحي توجه شود.
7-3-4-خروجي طراحي
خروجي طراحي بايد به گونه اي مدون و بيان شده باشد که بتوان آنهارا بر طبق نيازمنديهاي ورودي طراحي ،تصديق و صحه گذاري کرد.خروجي طراحي بايد
الف-نيازمنديهاي ورودي طراحي را برآورده کند.
ب-شامل معيارهاي پذيرش باشد يا به آنها ارجاع دهد.
پ-آن دسته از ويزگيهاي طراحي که براي عملکرد ايمن و درست محصول حياتي هستند مانند نيازمنديهاي بهره برداري ، انبارش ، جابجايي، نگهداري و تعمير و ... پس از مصرف را مشخص نمايد .مدارک مربوط به خروجي طراحي بايد قبل از توزيع بررسي شود.
7-3-5-بررسي طراحي
در مراحل مناسبي از طراحي، بررسيهاي رسمي و مدون در مورد نتايج طراحي ، طرح ريزي و اجرا ميشود .شرکت کنندگان در هر بررسي طراحي بايد شامل نمايندگان تمامي بخش هاي مرتبط با همان مرحله طراحي و همچنين شامل ساير کارکنان متخصص برحسب نياز باشد .در ضمن سوابق اين بررسي ها بايد نگهداري شود.
7-3-6- تصديق طراحي
در مراحل مناسبي از طراحي براي حصول اطمينان از اين که خروجيها از مرحله طراحي نيازمنديهاي وروديهاي طراحي را برآورده ميسازند تصديق طراحي بايد انجام گيرد .علاوه بر اين تصديق طراحي ممکن است شامل فعاليت هاي زير باشد
-انجام محاسبات به روش هاي ديگر
-مقايسه طراحي جديد با طراحي هاي مشابه تاييد شده در صورت قابل دسترس بودن آنها
-انجام آزمون ها و اثبات عملي
7-3-7-صحه گذاري طراحي
صحه گذاري طراحي بايد به منظور حصول اطمينان از مطابقت محصول با نيازمنديهاي مشتري انجام گيرد.
بايد توجه شود که
1-صحه گذاري طراحي پس از تصديق طراحي انجام ميگيرد.
2-صحه گذاري معمولا در شرايط عملياتي تعيين شده انجام ميگيرد.
3-صحه گذاري معمولا در مورد محصول نهايي انجام ميشود اما ممکن است در مراحل قبل از تکميل محصول نيز ضروري باشد.
4-اگر موارد استفاده مورد نظر مختلفي وجودداشته باشد ، ميتوان صحه گذاري هاي چندگانه اي انجام داد.
7-3-8-تغييرات طراحي
تمامي تغييرات و اصلاحات در طراحي ميبايست پيش از اجرا توسط افراد مجاز ، مشخص ،مدون ، بازنگري و تصويب شود.
در ضمن تمامي تغييرات طراحي بايد پيش از شروع توليد به تاييد کتبي مشتري برسد ، مگر اينکه مشتري از اين کار چشم پوشي کند.
7-4-فرايند خريد
7-4-1-سازمان بايد اطمينان يابد که محصولات خريداري شده با نيازمنديهاي خريد انطباق دارد.
سازمان بايد تامين کنندگان خود را بر اساس توانمندي آنان در عرضه محصول موردنظر سازمان ، ارزيابي و انتخاب کند.
7-4-2-و7-4-3- سازمان بايد اطلاعات خريد محصولاتي که قرار است خريداري شوند بخوبي تشريح نمايد و محصولات را مطابق اين اطلاعات کنترل نمايد.
7-5-توليد و ارائه خدمات
7-5-1-و7-5-2-
سازمان بايد موارد ذيل را جهت توليد و ارائه خدمات در شرايط کنترل شده فراهم نمايد :
-در دسترس بودن اطلاعات محصول توليدي
-در دسترس بودن دستورالعملهاي مورد نياز
-استفاده از تجهيزات مناسب
-در دسترس بودن ابزارهاي پايش و اندازه گيري
7-5-3-شناسايي و قابليت رديابي
سازمان بايد جهت مراقبت ار دارايي هاي مشتري که در اختيار اوست ، اقدامات لازم را بعمل آورد.
7-5-4-دارايي مشتري
سازمان بايد محصول را ازابتداي توليد تا رسيدن بدست مشتري نگهداري نمايد .نگهداري شامل شناسايي ، حمل ،بسته بندي ، انبارش و محافظت ميشود.
7-6-کنترل تجهيزات پايش و اندازه گيري(کاليبراسيون)
سازمان بايد از صحت و دقت عملکرد تجهيزات کنترلي خود اطمينان حاصل نمايد.
بند8-اندازه گيري ،تحليل و بهبود
8-1-سازمان بايد فرايندهاي پايش ، اندازه گيري تحليل و بهبود مورد نياز براي:
-اثبات انطباق محصول
-بهبود مستمر اثر بخشي سيستم مديريت را برقرار و اجرا نمايد.
8-2-اندازه گيري ها شامل موارد ذيل ميباشد:
8-2-1-رضايت مشتري
8-2-2-مميزي داخلي جهت اطمينان از اثر بخشي سيستم مديريت کيفيت
8-2-3-پايش و اندازه گيري فرايندهاي سيستم مديريت کيفيت
8-2-4-پايش واندازه گير ي محصول
8-3-کنترل محصول نامنطبق
سازمان بايد اطمينان حاصل نمايد که محصولي که با نيازمنديهاي تعيين شده تطابق ندارد ،شناسايي شده و به منظور جلوگيري از استفاده تحت کنترل قرار دارد.
8-4-تجزيه و تحليل داده ها
سازمان بايد داده هاي مناسب را تعيين ، جمع آوري و تجزيه و تحليل نمايد تا تناسب و اثر بخشي سيستم مديريت کيفيت را اثبات و امکان بهبود مستمر سيستم را بررسي نمايد.
8-5-بهبود
8-5-1-بهبود مستمر
سازمان بايد بطور مستمر اثر بخشي سيستم مديريت کيفيت را با درنظر گرفتن خط مشي کيفيت ، اهداف کيفيت، نتايج مميزيها، تجزيه و تحليل داده ها و اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه و بازنگري مديريت بهبود بخشد .
8-5-2-اقدام اصلاحي
سازمان بايد اقدامات لازم را جهت عدم انطباقهاي بالفعل و جلوگيري از بروز مجدد آنها بعمل آورد.
8-5-3-اقدام پيشگيرانه
سازمان بايد اقدامات لازم را براي حذف علل عدم انطباقهاي بالقوه به منظور جلوگيري از بروز آنها ، تعيين و بعمل آورد
سيستم مديريت زيست محيطي ISO 14000
توجه به محيط زيست (آب، هوا، خاك) از سه يا چهار دهه قبل به صورت جدي مدنظر قرار گرفت و از همان زمان تعدادي از مديران، متخصصان و كارشناسان صنايع، داوطلبانه به كنترل تاثيرات فرايندها و محصولات توليدي خود بر محيط زيست همت گماردند و به تدريج نيز سازمان هاي ملي و بين المللي با تعيين ضوابط ، مقررات و قوانين براي حفاظت از محيط زيست به كمك آنان آمدند و در واقع حفاظت از زيستگاه بشر اهميت ويژه اي يافت.
در سال1992 و در كنفرانس ريودوژانيرو، شوراي BCSD بر اين نكته تاكيد كرد كه سازمان هاي توليدي و خدماتي بايد فعاليت ها و عملكرد خود و تاثير آنها را بر محيط زيست مورد توجه قرار داده و تحت كنترل بگيرند.
در همين سال از سازمان بين المللي استاندارد (ISO) درخواست شد تا در راستاي تدوين استانداردهاي مديريت زيست محيطي فعاليت گسترده تري را انجام دهد. بر پايه اين درخواست ، سازمان بين المللي استاندارد يك گروه مشورتي با عنوان SAGE متشكل از نمايندگان بيست كشور جهان ، 11 سازمان بين المللي و بيش از 100 متخصص مديريت و محيط زيست تشكيل داد و به بررسي موارد زير پرداخت :
- تشويق سازمان ها در جهت ايجاد يك رويكرد عمومي در زمينه مديريت زيست محيطي
- تقويت قابليت سازمان ها جهت بهبود طرق اندازه گيري عملكرد زيست محيطي پيشگيري از آلودگي
- بهبود بخشيدن به مبادلات تجاري در سطح بين المللي و حذف موانع تجاري از طريق ايجاد استانداردهایي جهت ارزيابي عملكرد زيست محيطي سازمان ها
- پيش بيني مشكلاتي كه تدوين استانداردهاي بين المللي مديريت زيست محيطي مي تواند ايجاد نمايد.
نتايج اين بررسي ضرورت تدوين استانداردهاي بين المللي را نمايان ساخت. سازمان بين المللي استاندارد در سال1993، يك كميته فني تحت عنوان مديريت زيست محيطي (ISO/TC 207) تشكيل داد تا تدوين استانداردهاي مديريت زيست محيطي را آغاز كند و بر اين پايه در آكوست سال 1996 مجموعه اي مشتمل بر شش استاندارد از سري ايزو 14000، پس از بحث و بررسي هاي علمي گسترده انتشار يافت.
استاندارد ISO 14001 نيازهاي يك سيستم مديريت زيست محيطي را بيان مي كند ، تا بتواند هماهنگ با ساير استانداردهاي مديريتي مثل سري استانداردهاي ISO 9000 براي مديريت كيفيت و استانداردهاي ايمني و غيره در شركت به كار گرفته شود . در اين استاندارد چارچوب هايي به عنوان مبناي حركت شركت تعيين شده است و اين مسئوليت شركت ها و سازمان هاي به كار گيرنده است كه با توجه به نوع و شكل فعاليت هاي خود اين چارچوب ها را در مورد فعاليتشان بررسي كرده و زمينه هاي لازم را در برپايي سيستم مديريت زيست محيطي خود به كار گيرند .
استانداردهاي ISO 14001 به طريقي نگارش يافته تا در مورد كليه سازمان هاي بزرگ و كوچك كه از نظر شرايط جغرافيايي ، فرهنگي و اجتماعي همسان نمي باشند هم كاربرد داشته و قابل اجرا باشد.
موفقيت اجراي نظام مديريت زيست محيطي بر مبناي اين استاندارد بستگي به تعهد كليه افراد سازمان به خصوص مديريت ارشد شركت دارد.
به طور كلي هدف از برپايي سيستم نظام مديريت زيست محيطي بر مبناي استاندارد بين المللي ISO 14001 تحكيم حفاظت از محيط زيست و جلوگيري از آلودگي در توازن با نيازهاي اجتماعي و اقتصادي جامعه مي باشد.
بايد توجه داشت كه نيازها و چارچوب هاي مطرح شده در استاندارد 14001:1996 كليه موارد مربوط به موضوعات زيست محيطي را پوشش نمي دهد. اين بدان معني است كه دو سازمان با فعاليت هاي مشابه مي توانند داراي اجزاي زيست محيطي متفاوتي باشند ولي درعين حال هر دو سازمان با نيازهاي استاندارد مطابقت داشته و گواهينامه را دريافت كنند.
چرا يك سيستم مديريت زيست محيطي را به اجرا درمي آوريم؟
شايد به دلايل زير:
- نياز داخلي شركت
- روابط خوب باخريدار به عنوان يك تامين كننده محصولات يا خدمات
- انطباق و عملكرد بهتر سازمان با قوانين زيست محيطي
- كاهش ريسك فعاليت ها در شركت
- بهبود مديريت داخلي سازمان
- فشار از طرف عوامل داخلي
- همسايه خوبي بودن
- بهبود رابطه به دولت
- روش هاي بهتر كاري
- بهبود اجراي اقدامات زيست محيطي
- بازاريابي
- روابط عمومي
هيچ گاه يك سيستم مديريت زيست محيطي را تنها به خاطر اين كه مجبور هستيد، بر پا و اجرا نكنيد، مگر اين كه واقعاً بخواهيد اين كار را بكنيد.

سيستم هاي مديريت زيست محيطي
خط مشي زيست محيطي
اين خط مشي بايد توسط بالاترين مقام شركت و يا سازمان مشخص شود و در برگيرنده تمام موارد زير باشد :
- مرتبط با نوع فعاليت ها و تاثيرات زيست محيطي فعاليت شركت باشد .
- تعهد شركت به پيشرفت مستمر .
- تعهد شركت به مطابقت با قوانين زيست محيطي و يا هر قانون ديگري كه شركت ملزم به رعايت آن مي باشد .
- در رابطه با هدف هاي خرد و كلان زيست محيطي شركت باشد .
- مكتوب بوده ، به اجرا درآمده و به اطلاع كليه پرسنل برسد .
- در دسترس عموم باشد .
برنامه ريزي:
تعيين جنبه هاي زيست محيطي فعاليت هاي شركت: شركت بايد نسبت به شناسايي تاثيرات زيست محيطي كليه فعاليت هاي خود اقدام و مواردي را كه مهم و بارز هستند و بر محيط زيست تاثيرات سوء دارند مشخص كنند.
جنبه هاي زيست محيطي بارز (مهم) بايد مكتوب و در اختيار عموم باشد. اين جنبه ها عبارتند از:
- قوانين زيست محيطي
- شناسايي و مطابقت با قوانين زيست محيطي
- تعيين هدف هاي خرد و كلان زيست محيطي
هدف هاي زيست محيطي يك شركت با توجه به جنبه هاي زيست محيط بارز شركت، قوانين حاكم، نوع تكنولوژي موجود، وضعيت مالي و اجرايي شركت كه در راستاي خط مشي زيست محيطي و تعهد به جلوگيري از آلودگي باشد.
برنامه هاي زيست محيطي شركت: براي رسيدن به هدف هاي زيست محيطي لازم است كه شركت برنامه هايي را در اين رابطه در نظر گرفته و به اجرا درآورد كه شامل تعيين مسئوليت هاي اجرا در هر بخش از سازمان و زمان و دوره انجام آنها مي باشد.

اجراي سيستم محيط زيستي
ساختار و مسئوليت ها: مديريت شركت بايد شرايط و امكانات لازم اعم از مسئوليت ها و اختيارات منابع مالي، فني و مهارت هاي لازم جهت اجراي سيستم را فراهم نمايد.
در راستاي اجراي سيستم، مديريت ارشد شركت بايد نماينده خود را در اين زمينه معرفي كند تا جهت پيگيري و اجرا و گزارش دهي به مديريت شركت به كار گمارده شود.
آموزش، آگاهي و شايستگي: نيازهاي آموزشي پرسنلي كه فعاليت هاي آنها بر محيط زيست تاثير مي گذارد بايد شناسايي جهت انجام دوره هاي آموزشي مورد نياز اقدام به عمل آورد.
اين آموزش ها بايد شامل موارد زير باشد:
- اهميت مطابقت با خط مشي زيست محيطي به دستورالعمل ها و نيازهاي سيستم مديريت زيست محيطي شركت
- تاثير فعاليت هاي مختلف مربوطه بر محيط زيست و مزيت انجام بهتر مسئوليت ها در جهت بهبود اجرا فعاليت
- نقش و مسئوليت هاي پرسنل در رسيدن به هدف هاي زيست محيطي شركت و مطابقت با نيازهاي مديريت زيست محيطي
- آموزش در جهت آگاهي از تاثير منفي بر سيستم در صورت عدم انجام وظايف محوله

ارتباطات
در رابطه با جنبه هاي زيست محيطي فعاليت شركت و مسائل مربوط به سيستم مديريت زيست محيطي بايد نحوه ارتباطات درون و برون سازمان هاي شركت مشخص باشد.
مستندات مديريت سيستم مديريت زيست محيطي: اطلاعات مربوط به اجراي اصلي سيستم مديريت زيست محيطي شركت بايد بر روي كاغذ و يا به صورت الكترونيكي تهيه و نگهداري شود كه شامل ارتباطات قسمت هاي مختلف باشد و در صورت نياز نحوه دسترسي به مدارك هم مشخص باشد.

كنترل مدارك
نحوه كنترل مدارك بايد مشخص باشد به طوري كه اين اطمينان حاصل شود كه:
1- محل مدارك مشخص باشد.
2- به طور متناوب مورد بازبيني و بررسي قرار گرفته و در صورت لزوم توسط افراد ذيصلاح تغيير يابد.
3- مدارك به روز در اختيار استفاده كنندگان قرار داشته باشد.
4- مدارك از رده خارج شده از نقاط مورد استفاده خارج گردند و يا اطمينان حاصل شود كه مورد استفاده نخواهند بود.
5- مداركي كه براي سوابق نگهداري مي شوند و از رده خارج شده اند به طور مناسب قابل تشخيص باشند.
مدارك به طور كلي بايد خوانا و به سرعت قابل دسترسي باشند و مدت زمان نگهداري هم تعيين شود.

كنترل عملياتي
فعاليت هايي كه در ارتباط با خط مشي و جنبه هاي بارز (مهم) زيست محيطي شركت مي باشند بايد تحت شرايط مشخص انجام شوند.
اگر فقدان دستور العمل هاي مكتوب منجر به عدول از رسيدن به خط مشي زيست محيطي گردد، بايد دستور العمل و يا رويه هاي مكتوب تهيه و به كار گرفته شود.
در اين دستور العمل ها معيارهاي عملياتي بايد مشخص شوند و ارتباطات لازم با پيمانكاران و تهيه كنندگان خدمات و غيره در رابطه با نيازهاي اين دستورالعمل ها به عمل آيد.

آمادگي در شرايط اضطراري
شركت بايد داراي دستورالعمل هايي باشد تا بتواند در مقابله با حوادث و شرايط غير مترقبه اقدامات لازم را براي جلوگيري از تاثيرات منفي بر محيط زيست به عمل آورد.
در اين رابطه لازم است كه به صورت ادواري، مواردي را كه قابل اجرا و عمل مي باشند مورد آزمايش قرار دهند.

بازرسي و اقدامات اصلاحي
كنترل و اندازه گيري: مشخصه هاي كليدي عملياتي كه مي توانند تاثيري مهم بر محيط زيست داشته باشند. طبق دستور العمل هاي مكتوب اندازه گيري شده و تحت كنترل باشند.
دستگاه هاي اندازه گيري بايدكاليبره بوده و مطابق با دستور العمل هاي مكتوب، به صورت ادواري، مطابق با قوانين زيست محيطي مورد ارزيابي قرار گيرد.
مغايرت و اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه: مسئوليت و اختيارات در رابطه با نحوه برخورد و انجام تحقيقات مربوط به مغايرت ها و اقدام هاي اصلاحي و پيشگيرانه بايد مشخص و براساس دستور العمل باشد.
سوابق: نحوه شناسايي، نگهداري و از رده خارج كردن سوابق زيست محيطي بايد مشخص باشد كه شامل سوابق آموزشي، مميزي ها و بازنگري مي شود. اين سوابق بايد خوانا، قابل شناسايي و در ارتباط با فعاليت هاي مربوط باشند.
مميزي سيستم مديريت زيست محيطي: مميزي هاي زيست محيطي بايد بر طبق برنامه و دستورالعمل انجام گيرد. اين مميزي ها به منظور مشخص نمودن ميزان مطابقت سيستم مديريت زيست محيطي با برنامه هاي از پيش تعيين شده و اين كه سيستم به طور مناسب مورد اجرا و نگهداري مي باشد، انجام مي گيرد. نتيجه اين مميزي ها به مديريت شركت اطلاع داده مي شود. برنامه مميزي بر اساس اهميت فعاليت ها تهيه و تدوين مي شود.

بازنگري مديريت
مديريت ارشد شركت بايد در زمان هاي مشخص سيستم مديريت زيست محيطي شركت را مورد بازبيني و نگرش قرار دهد، تا در رابطه موثر با مناسب بودن اين سيستم اطمينان حاصل گردد. اين بازنگري بايد مكتوب و سوابق آن نگهداري شود.

منبع: كتاب كنفرانس مديريت كيفيت